فرهنگستان زبان و ادب
[موسیقی] ← مَعازف کَلَکی شکل
[موسیقی] ← مَعازف کَلَکی شکل
💡 کلکی به جهان در که شنیده است که آن کلک گاهی ملک الموت بود گاه مسیحا
💡 کلکی که بداند همه راز دل بدخواه چون تیغ تو نابوده در او خارج و داخل
💡 شود به دولت تو در کنم چو پارهٔ زر اگر به نام تو کلکی کنم ز چوب زرنگ
💡 کلکی که چون به تختهٔ سیمین کند گذر بندد ز مشک سلسله بر رهگذار خویش
💡 داشتم کلکی من از چوب صنوبر عاقبت یک قلم از بر تحریر قد او سر زدم
💡 چو کلکی شد بدن از ضعف حالش عیان شد رشته جان همچو نالش