زود شعری

لغت نامه دهخدا

زودشعری. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) بدیهه گویی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). برفور شعر گفتن. بدیهه گویی. بداهه سرایی. ( فرهنگ فارسی معین ): وآن اقبال که رودکی از آل سامان دید به بدیهه گفتن و زودشعری، کس ندیده است. ( چهارمقاله نظامی عروضی ).

فرهنگ فارسی

برفور شعر گقتن بدیهه گویی بداهه سرایی.

جمله سازی با زود شعری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیردیر شهریارین شعری الینده شمشیر، کیم، دئیر من بئله‌ بیر شیریله دعوایه‌ گلیم ؟

💡 خواند جامی پیش آن خورشید شعری وقت صبح ساخت گردون نظم پروین را به تیغ مهر حک

💡 در ادبیات فارسی از زند و اوستا و اشکال گوناگون کلمه به خاطر حفظ قافیه و اوزان شعری به بکار برده شده است.

💡 چنان یاقوت پیوسته بدرّ شاهوار اندر بیابد مخلص شعری به شعری بر شعار اندر (؟)

💡 گرچه خوشتر باشد آن شعری‌ که در تشبیب او هم حدیث عشق باشد هم حدیث زلف و خال

💡 پس از مرگش جایزه شعری به نام او بنیان گذاشته شد. در سال ۱۹۹۷ مجموعه «جمال ثریا» منتشر شد.

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز