زنهار کردن
مترادفها
هشدار دادن، تذکر دادن، گوشزد کردن، نهیب زدن
لغت نامه دهخدا
زنهار کردن. [ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لابه کردن. خواهش کردن. امان خواستن. استمداد کردن:
راست که افتادی وز خواب و ز خور ماند
آنگه زاری کنی و خواهش و زنهار.ناصرخسرو ( دیوان ص 165 ).علت پوشیده مدار از طبیب
بر در اوخواهش و زنهار کن.ناصرخسرو.لبش زنهار می کرد از لبم گفتم معاذاﷲ
قصاص خون همی خواهم چه جای زینهار است این.خاقانی.زنهارسعدی از دل سنگین کافرش
کافر چه غم خورد که تو زنهار میکنی.سعدی.|| پیمان کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): پس آن طباخ آن زرو زهر بستد و با وی عهد و زنهار بکرد [ که آن زهر در طعام اسکندر کند ].( اسکندرنامه سعید نفیسی، یادداشت ایضاً ).
جمله سازی با زنهار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از صدف کم نتوان بود به همت، زنهار چون دهن باز کنی گوهر شهوار طلب
💡 از تیغ بی زنهار تو یارب کدامین بیشتر بر سینه من زخمها، یا کشته در میدان تو
💡 آرزو مى كند اى كاش بين او و آنچه كرده زمانى طولانى فاصله بود (چون ازاعمال خود برحذر است و شما مردمى كه چنين ترسى در پيش داريد بدانيد كه ) خدا همترس آور است و از اين رو شما را از خود زنهار مى دهد، كه به بندگانش مهربان است(30).
💡 60. تمام حق از ناحيه پروردگار توست، پس زنهار از مرددان مباش.
💡 يعنى: (يعقوب گفت: اى فرزند عزيز! زنهار خواب خود را براى برادران حكايت مكنكه (به اغواى شيطان ) بر تو مكر و حسد خواهند برد... و اين تعبير خواب تو مى باشدكه خداوند تو را بر گزيند و علم تاءويل خوابها بياموزد و نعمت و لطفش را در حق تو وآل يعقوب تمام گرداند...).
💡 مسکین دل من که بوته تیر بلاست زنهار مزن ز غم بر او کاین نه رواست