زنخدان گشادن

فرهنگ معین

( ~. گُ دَ ) (مص ل. ) کنایه از: به جلوه درآوردن زیبایی و حُسن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نمایش دادن حسن و جمال.

ویکی واژه

کنایه از: به جلوه درآوردن زیبایی و حُسن.

جمله سازی با زنخدان گشادن

💡 خطی سبز از زنخدان می بر آورد مرا از دل نه کز جان می بر آورد

💡 ما سبک‌روحان به بوی سیب غبغب زنده‌ایم سبزه ما آب از چاه زنخدان می‌کشد

💡 به غور چاه زنخدان که می رسد صائب مگر ز زلف درازش مرا رسن بخشند

💡 ز شوخی عرق شرم، سخت می ترسم که داغدار کند سیب آن زنخدان را

💡 در سر آن زلف جان عالمی بر باد رفت آب شد دلها چو آن چاه زنخدان ساختند

💡 آنقدر همرهی از طالع خود می خواهم که پر از بوسه کنم چاه زنخدان ترا؟