فرهنگستان زبان و ادب
{snub cable} [حمل ونقل دریایی] فرمان متوقف کردن حرکت زنجیرباترمز دوّار لنگر
{snub cable} [حمل ونقل دریایی] فرمان متوقف کردن حرکت زنجیرباترمز دوّار لنگر
💡 صید بیابان عشق چون بخورد تیر او سر نتواند کشید پای ز زنجیر او
💡 پیش عدل او که از آوازه عالم را گرفت پای در زنجیر دارد شهرت نوشیروان
💡 تاک نتواند به چندین دست در زنجیر داشت باده شوخ من و صهبای پر زور مرا
💡 هر که پیچد همچو مجنون گردن از زنجیر عشق آهوان در دامن صحرا نظربندش کنند
💡 مو به مو بستهٔ آن زلف گره گیر شدم آخر از فیض جنون قابل زنجیر شدم