فرهنگستان زبان و ادب
زمان تأخیر
{delay time} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] زمان ازدست رفتۀ ناشی از بی نظمی وسایل نقلیه یا عابران پیاده که مانع از حرکت روان وسایل نقلیه و تخلیۀ به موقع تقاطع های چراغ دار شود متـ. تأخیر 3
زمان تأخیر
{delay time} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] زمان ازدست رفتۀ ناشی از بی نظمی وسایل نقلیه یا عابران پیاده که مانع از حرکت روان وسایل نقلیه و تخلیۀ به موقع تقاطع های چراغ دار شود متـ. تأخیر 3
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با گذر زمان، با افزایش تعداد پردازندهها، مسائل معماری مختلفی به وجود آمد. دو مسئله که تعداد پردازندهها را افزایش میدهند، توزیع حافظه و پردازش هستند. در رویکرد حافظه توزیعشده، هر پردازنده فیزیکی به همراه حافظه محلیای بسته میشود. حافظه مرتبط با پردازندههای دیگر بر اساس پارامترهای پهنای باند و تاخیر به عنوان دسترسی به حافظه غیر یکنواخت مدیریت میشود.
💡 خود روزگار هر چه نراد دل منست چندان که می تواند تاخیر می کند
💡 به جرم اینکه نمودم بخدمتت تاخیر چنین قصیده ی دلکش همی کنم تقدیم
💡 و چنانش امید امکان توبه دهد که آدمی آن قدر به توبه تاخیر کند که مرگش در رسد در صورتی که بیش از هر چیز از آن غافل بوده است.