لغت نامه دهخدا
زرین گاو سامری. [ زَرْ ری وِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از صراحی و ظرفی باشد از طلا که به صورت گاو ساخته باشند. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( از فرهنگ رشیدی ).رجوع به ماده قبل، زرین و دیگر ترکیبهای آن شود.
زرین گاو سامری. [ زَرْ ری وِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از صراحی و ظرفی باشد از طلا که به صورت گاو ساخته باشند. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( از فرهنگ رشیدی ).رجوع به ماده قبل، زرین و دیگر ترکیبهای آن شود.
کنایه از صراحی و ظرفی باشد از ط که به شکل گاو ساخته باشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو موسی گشت خور اندر به طور ایمن مغرب چو عِجْل سامری فرعون شب شد ناگهان پیدا
💡 ابوالفتح، کسی که در قرن ۱۴ اثر بزرگ تاریخ سامریها را نوشت، در مورد ریشه سامریها چنین مینویسد:
💡 رای شهگفتا منم موسی و خصمم سامری تا چهگوید سحر او با معجز بیضای من
💡 بیت فوریک یک روستای سامری باستانی بود. قبرهای قدیمی در اینجا پیدا شدهاست.
💡 پیش قدت گر فلک لاف سرافرازی زند عقل داند معجز موسی ز سحر سامری