زخم خرما

لغت نامه دهخدا

زخم خرما. [ زَ م ِ خ ُ ]( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) سالک. لُکّه سال. در هند،دانه شرق و زخم شرق، در حلب، دانه سال و دمل حلب،در حبشه، غسرة. از دانه هایی است که در برخی از مناطق در پوست پدید آید و گاه با جراحت همراه باشد در آغاز دانه هایی کوچک و بدون درد است و روی اعصاب تأثیربیشتری دارد و پس از چند ماه بهبود می یابد. رجوع به مجله لغة العرب سال 9 صص 121 - 125 و ص 286 شود.

فرهنگ فارسی

سالک

جمله سازی با زخم خرما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حديث معتبر منقول است كه اگر چند طعام بنزد حضرترسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ميآوردند كه در ميان آنها خرما بود ابتدا بخوردن خرمامينمود.

💡 پر کینه مباش از همگان دایم چون خار نه نیز به یکباره زبون باش چو خرما

💡 بس که سرتا پای شیرینست اگر آید به باغ باغبان او را خیال نخل خرما می‌کند

💡 زن آرد را خمير نمود. على (عليه السلام ) گوشتى را كه همراه آورده بود كباب مى كرد وبا خرما به دهان بچه ها مى گذاشت.

💡 بردند اهل و شام، در آن منزل خراب خرما و نان، به رسم تصدق برایشان

💡 درشتی آنقدر در باغ امکان آبرو دارد که‌جای مغزپرورده‌ست خرما استخوانش را

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز