لغت نامه دهخدا
زایل وتد باد. [ ی ِ ل ِ وَ ت َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زائل وتد باد.در اصطلاح اهل رمل، سومین خانه از خانه های بادی است.( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به زایل وتد شود.
زایل وتد باد. [ ی ِ ل ِ وَ ت َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زائل وتد باد.در اصطلاح اهل رمل، سومین خانه از خانه های بادی است.( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به زایل وتد شود.
💡 در هر آن دشتکه از رزم تو خیزد محشر هول آن محشر زایل نشود تا محشر
💡 زایل از زینت نگردد جوهر مردانگی قبضهٔ زر از برش مانع مدان شمشیر را
💡 جمله عالم نیست الّا سایهء علم وجود روی از عالم بگردان زانکه ظل زایل است
💡 و گفت: اگر دیدار او از ما زایل شود اسم عبودیه از ما ساقط گردد یعنی زنده نمانیم.
💡 عاقل آن بود که از ساغر آیینه مثال زنگ اندوه ز آیینهٔ دل زایل کرد