ریل برگردان

فرهنگستان زبان و ادب

{rail fork, rail turner} [حمل ونقل ریلی] اهرمی با گیرۀ انتهایی برای گرفتن و برگرداندن ریل بر روی لبه یا بالا بردن آن

جمله سازی با ریل برگردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کمبود روشنایی جاده‌ای وهن آباد و عدم نصب دوربین‌های ترافیکی و نامرغوبی کیفیت آسفالت و ناهمواری سطح جاده، عدم امنیت کافی عدم نصب علائم هشدار راهنمایی و رانندگی و نبود دور برگردان کافی از عواملی است که به پر حادثه شدن بزرگراه تبدیل شده است.

💡 صفاری در کنار کار شعر و برگردان، به ساختن چوب‌نگاره و چاپ دستی آن با پرس‌های ساخت دست می‌پرداخت.

💡 فرشید دلشاد و محمد کاظم یوسف پور به سبب برگردان این نگاشته به فارسی، هر یک در سال‌های متفاوت نشان ادبی گرجستان را از سوی ادوارد شواردنادزه رئیس‌جمهوری گرجستان دریافت کرد.[پیوند مرده]

💡 يعنى: (از آنها روى برگردان، روزى كه ندا كننده به عذاب ناپسندى مى خواند،چشمهايشان سربزير است. از قبرها بيرون مى آيند گويا كه آنها ملخهاى پراكندههستند).

💡 با ابداع الفبای ارمنی و سپس برگردان انجیل به این زبان توسعه ادبیات ارمنی آغاز گشت.

💡 در مرحله سوم دستور به تحمل و بردبارى در برابر جاهلان داده مى گويد: از جاهلانروى برگردان و با آنها ستيزه مكن (و اعرض ‍ عن الجاهلين ).