فرهنگستان زبان و ادب
{stand oil} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] روغن خشک شونده ای که، بر خلاف روغن دَم پرورد، با گرمادهی در محیطی ساکن و بدون دَمش بسپار می شود
{stand oil} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] روغن خشک شونده ای که، بر خلاف روغن دَم پرورد، با گرمادهی در محیطی ساکن و بدون دَمش بسپار می شود
روغن خشکشوندهای که، بر خلاف روغن دَمپرورد، با گرمادهی در محیطی ساکن و بدون دَمش بسپار میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرم روغنی بودی اندر چراغ وزین نیک و بد نیز چندی فراغ
💡 جدا گردد مصفّا مانده روغن حقیقت همچنین دان جان و هم تن
💡 بده آبم چو قرعه بر من افتاد که باتو نان من در روغن افتاد
💡 بسی روغن از مغز و از چشم اوی گرفتند افزون ز سیصد سبوی
💡 لطف مفزای که گه گاه چراغ هم بمیرد چو فزون شد روغن
💡 چو دانا به روغن نگه کرد گفت که این بند بر من نشاید نهفت