فرهنگستان زبان و ادب
{soluble oil} [خوردگی] نامیزه ای پایدار از آب و روغن با غلظت بالا که در عملیات فلزکاری برای روان سازی و خنک سازی و ممانعت از خوردگی به کار می رود متـ. روغن نامیزه ای emulsifying oil
{soluble oil} [خوردگی] نامیزه ای پایدار از آب و روغن با غلظت بالا که در عملیات فلزکاری برای روان سازی و خنک سازی و ممانعت از خوردگی به کار می رود متـ. روغن نامیزه ای emulsifying oil
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روغن گردو یکی از مهمترین روغنهای مورد استفاده نقاشان دوره رنسانس بود.
💡 بلبل و پروانه را چشم از فروغش روشن است از چراغ لاله ی او، روغن گل کم مباد
💡 سینه گلزار است تا باقی است درد عشق یار کز گداز دل چراغ داغ روغن می برد
💡 چون چراغ عمر را فیض تو روغن کم کند آن طمع دارم که با ایمان بمیرانی مرا
💡 نیایم رنگی و چندین چمن نمو داریم به روی آب فتادهست موج روغن ما
💡 نی که دایم روغن است و شیر نه زانکه گر شیر است بس نامحرم است