لغت نامه دهخدا
روزستان. [ زِ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن روز میگذرانند. مقابل شبستان. ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( ازآنندراج ). خانه و عمارتی که پادشاهان روز در آن نشینند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
روزستان. [ زِ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن روز میگذرانند. مقابل شبستان. ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( ازآنندراج ). خانه و عمارتی که پادشاهان روز در آن نشینند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
جایی که در آن روز میگذرانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بهر سود نام نکو میخری مترس تاوان آن زبنده ستان گر زیان کنی
💡 ازین صحرای وحشت روی نه درکوی جمعیت که دورافتادگان خویش را یکجا ستان بینی