رود نوازی
مترادفها
مهربانی، لطف، بخشش
متضادها
بیرحمی، سنگدلی، ستم
لغت نامه دهخدا
رودنوازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل رودنواز. رودسازی. رودسرایی. نواختن رود. زدن رود. رجوع به رود و رودنواز و رودنوازیدن شود.
فرهنگ فارسی
عمل رود نواز. رود سازی
جمله سازی با رود نوازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این آلبوم تنها آلبوم متالیکا است که در آن از تک نوازی گیتار سولو استفاده نشده است
💡 اگر این کار را کار نفس دانی چه نادانی دم شمشیر اندر سینه باید نی نوازی را
💡 بحضور تو اگر کس غزلی ز من سراید چه شود اگر نوازی به همین که دانم او را
💡 مرا بگوشه ی چشمی نمی نوازی و، من ز جلوه گاه غزالان رمیده آمده ام
💡 به دنبال انتشار این آلبوم هر یک از اعضا به دنبال آلبومهای تک نوازی خودشان رفتند، اما واترز اعلام کرد که گروه را ترک کرده و جدا شدهاست.