روح الانسانی

لغت نامه دهخدا

روح الانسانی. [ حُل ْ اِ نی ی ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به روح انسانی و تعریفات جرجانی شود.

جمله سازی با روح الانسانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب را آبیست کو می‌راندش روح را روحیست کو می‌خواندش

💡 روح به تنشان چنان سطبر که سندان موی به ‌سرشان چنان درش که خنجر

💡 در غزل دلبر یوسف رخ عیسی دم را سزد ار همچو ملک روح مصور گویی

💡 پیکرم آنچنان شدست ضعیف که نهان همچو روح از نظرست

💡 آن نغمهٔ شیرین که پرد روح به سویش مانند مگس کاو به سلام شکر آید

💡 ای شکار آویز دل فتراک تو روح گردی بربساط پاک تو

ادعیه یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز