فرهنگستان زبان و ادب
{negative impedance} [مهندسی برق] نوعی رهبندی که با افزایش جریان اُفت ولتاژ دو سر آن کاهش می یابد
{negative impedance} [مهندسی برق] نوعی رهبندی که با افزایش جریان اُفت ولتاژ دو سر آن کاهش می یابد
نوعی رهبندی که با افزایش جریان اُفت ولتاژ دو سر آن کاهش مییابد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فیلم با نقدهای منفی منتقدان سینما مواجه شد و آن را در فهرست «بدترین فیلمها» قرار دادند و در همان سال نامزد دریافت جایزه تمشک طلایی در چندین رشته گردید که سرانجام نیز جایزه تمشک طلایی بدترین بازیگر نقش زن به «بو درک» تعلق گرفت.
💡 نمونه منفی از قبل در فاصله مناسبی نسبت به تصویر اصلی قرار دارد. مقدار تابع هزینه صفر خواهد بود و پارامترها بروز نمیشوند.
💡 چنانکه بازداشتشدگان در کوی دانشگاه تهران میگویند در اماکن مختلف و از جمله مکانی که طبقه منفی چهار ساختمان وزارت کشور تخمین زده شدهاست برای چند روز تحت شکنجه قرار گرفتند.
💡 و روش تنظیم سطح Γ را به طور ضمنی با تابع φ کنترل می کند. این تابع فرض می شود که مقادیر مثبت را در درون ناحیه نامحدود با استفاده از منحنی Γ و مقادیر منفی را خارج از ناحیه می گیرد..
💡 شما اجازه نداشتید که پالس یا هارمونیهای تونالیته یا ملودیها داشته باشید. من نمیخواهم از طریق منفیانگاری موسیقی بنویسم. هر کاری که با سلیقه و ذوق خوب انجام شود باید اجازه انجام داشته باشد.