رضی چغانی

لغت نامه دهخدا

رضی چغانی. [ رَ ی ِ چ َ ] ( اِخ ) یا رضی الدین چغانی یا صغانی یا صاغانی. رجوع به رضی الدین ( حسن بن محمدبن حیدر... ) شود.

جمله سازی با رضی چغانی

💡 ختل، همراه با سرزمین‌های دیگر، در آغاز تحت فرمانروایی هپتالیان قرار داشتند، ولی با آغاز تضعیف پادشاهی هپتالی، دودمان‌های بومی در ختل، چغانیان و دیگر سرزمین‌ها، ادعای حکومت خود بر آن مناطق را آغاز کردند.

💡 دقیقی با شاهان سامانی و چغانیان هم‌دوره بوده و آنان را مدح گفته است. برخی از مهم‌ترین آنان عبارتند از:

💡 سال بعد ابوعلی چغانی با دستور امیر نصر برای سرکوب‌کردن ماکان که سامانیان را ترک کرده بود و از افراد وشمگیر زیاری شده بود، به گرگان لشکر کشید.

💡 در آن زمان ابوبکر چغانی که توان مقابله با مردآویج را نداشت، به‌سوی نیشابور عقب‌نشینی کرد.

💡 وشمگیر در این شرایط تنها راه چاره را پناه به دربار سامانی دید. از طریق جبال قارن نزد اسپهبد شهریار بن شروین، فرمانروای باوندیان، رفت و سپس با خانواده و متعلقات خود به سمت بخارا حرکت کرد. در راه با ابوعلی چغانی برخورد کرد و چغانی که مأمور فتح ری شده‌بود به راه خود ادامه داد و او را به بخارا، پایتخت سامانیان، گسیل داشت؛ ولی خود چغانی در نزدیکی ری با خیانت یارانش روبرو شده و گریخت.

💡 به گفتهٔ نظامی عروضی در چهار مقاله: فرّخی «برگی بساخت و روی به چغانیان نهاد و چون به حضرت چغانیان رسید بهارگاه بود و امیر به داغگاه … و عمید اسعد که کدخدای امیر بود به حضرت بود و نُزلی راست می‌کرد تا در پی امیر بَرَد.

ارسا یعنی چه؟
ارسا یعنی چه؟
تهوم یعنی چه؟
تهوم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز