فرهنگستان زبان و ادب
{digital battlefield} [علوم نظامی] ترکیبی از سامانه های مکان یابی و ارتباطی و اطلاعاتی و هدف گیری که تصویر عملیاتی مشترکی به دست می دهند
{digital battlefield} [علوم نظامی] ترکیبی از سامانه های مکان یابی و ارتباطی و اطلاعاتی و هدف گیری که تصویر عملیاتی مشترکی به دست می دهند
ترکیبی از سامانههای مکانیابی و ارتباطی و اطلاعاتی و هدفگیری که تصویر عملیاتی مشترکی به دست میدهند.
💡 در رزمگاه عشق که گلزار دوستیست بر عقل زخم آید و خون از جنون چکد
💡 ازرق به رزمگاه مانند شیر نر آمد به جنگ وی با چهار تن پسر
💡 رزمگاه سفلی، روستایی از توابع بخش قلندرآباد شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 مؤ منان به پاداشى دست نمى يابند، مگر اين كه تو نيز با آنان شريك گردى. اينكبه تو در رزمگاه نيازى نيست.
💡 گر صبا از رزمگاه او درآید در بهشت از دهانش خون چکد در خواهش زنهار گل
💡 رزمگاه علیا، روستایی از توابع بخش قلندرآباد شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی ایران است.