رزمگاه بالا

لغت نامه دهخدا

رزمگاه بالا. [ رَ هَِ ] ( اِخ )دهی از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد.سکنه آن 1260 تن. آب آنجا از قنات. محصولات عمده آن غلات و بنشن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد.

جمله سازی با رزمگاه بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یغما ببردند هرچ از سپاه به جا مانده بود اندر آن رزمگاه

💡 در رزمگاه عشق سعیدا به روی زرد مشاطه تیغ، خون جگر غازهٔ من است

💡 سه افسر دلاور سر و صورت خود را پوشانيده، روانه رزمگاه شدند.

💡 به لشکر چنین گوی کاین خود کیند بدین رزمگاه اندرون برچیند

💡 ((هنگامى كه عباس خندان به رزمگاه پا مى گذاشت، چهره هاى امويان را هراس از مرگ،دژم (اندوهگين ) مى كرد.

💡 رزمگاه یک روستا در ایران است که در دهستان فولادلوی شمالی بخش هیر شهرستان اردبیل واقع شده‌است. جمعیت آن در سرشماری سال ۱۳۸۵، ۹۷ نفر (۲۳ خانوار) بوده‌است.

جراح یعنی چه؟
جراح یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز