رزم یوش

لغت نامه دهخدا

رزم یوش. [ رَ ] ( نف مرکب ) رزم یوز. جنگاور. ( فرهنگ فارسی معین ). جنگجوی. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). به معنی جنگجو آمده. ( فرهنگ لغات شاهنامه ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
نه پیدا بد از خون تن رزم یوش
که پولادپوش است یا لعل پوش.اسدی.زره پوش در صف شدی رزم یوش
برون آمدی باز مصقول پوش.نظامی ( از انجمن آرا ).

فرهنگ معین

( ~. ) (ص فا. ) جنگجوی.

فرهنگ عمید

رزم یوز، رزم توز، رزم جو، جنگ جو، جنگی: نه پیدا بُد از خون تن رزم یوش / که پولاد پوش است یا لعل پوش (اسدی: لغت نامه: رزم یوش ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) جنگجوی جنگاور.

ویکی واژه

جنگجوی.

جمله سازی با رزم یوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به روز رزم تو بینند بر سر میدان سمند خصم ترا بر شکم حنا از زین

💡 باغست آن، ندانم، یا بزم خسروست؟ راغست آن، ندانم، یا رزم خسروست؟

💡 رسیدند نزدیک چشمه فراز از آن آب شد شادمان رزم‌ساز

💡 سپاهی که با شاه دین رزم جست شمارش ندانم به خاطر – درست

💡 ببودند یکچند، تا شاه چین سوی رزم مهراج شد پر ز کین

💡 کمان فکند به بازو به عزم رزم خدیو تو گفتی از کتف که دهان گشاد اژدر

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز