رجل الدجاجه

لغت نامه دهخدا

( رجل الدجاجة ) رجل الدجاجة. [ رِ لُدْ دَ ج َ ] ( ع اِ مرکب ) بابونه. ( ناظم الاطباء ). بابونه. بابونج. کرکاش. مقارجه. بابونق. اقحوان. بابونک. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) بابونه
بابونه بابونه بابونج کرکاش

جمله سازی با رجل الدجاجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و جاء رجل من اقصى المدينة يسعى قال يا موسى ان الملاء ياءتمرون بك لتقتلوك...

💡 الغرباء فى الدنيا: قرآن فى جوف ظالم، و مسجد فى نادى قوم لايصلى فيه، ومصحف فى بيت لايقرء فيه و رجل صالح مع قوم سوء

💡 در جمله (و ان كان رجل يورث كلالة )به واژه تازه اى برخورد مى كنيم كه فقط در دومورد از قرآن ديده مى شود: يكى در آيه مورد بحث و ديگرى در آخرين آيه از همين سورهنساء و آن كلمه كلالة است.

💡 و الخـب، بـه كـسـر خـاء بـه مـعـنـى خـدعـه و خـبـث و عـش اسـت.يقال: رجل خب ـ بكسر و فتح ـ به معنى خداع. چنانچه جوهرى گويد.

💡 تعبير ما هذا الا رجل... از دو نظر براى تحقير پيامبر بوده است، يكى كلمه هذا (اين ) وديگرى رجل (مردى ) به صورت نكره، در حالى كه همه آنها پيامبر (صلى الله عليه وآله و سلم ) را به خوبى و با سوابق روشن مى شناختند.

💡 363) لا يومن رجل فيه الشح و الحسد و الجبن و لا يكون المومن حبانا و لا حريصا و لاشحيحا سفينة البحححار، ج 1،ص 145

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز