لغت نامه دهخدا
رجاهل یزید. [ رَ هَِ ی َ ] ( اِخ ) ابن معقل. مقتول بدست حرّبن یزید ریاحی در کربلا. رجوع به حبیب السیر چ سنگی ج 1 ص 215 شود.
رجاهل یزید. [ رَ هَِ ی َ ] ( اِخ ) ابن معقل. مقتول بدست حرّبن یزید ریاحی در کربلا. رجوع به حبیب السیر چ سنگی ج 1 ص 215 شود.
ابن معقل مقتول بدست حربن یزید ریاحی در کربلا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهش گفت: نبود سزا ای ولید که بیعت نهانی کنم با یزید
💡 ای پاره ز چنگت به تن صوفی دلق درشان تو آیت یزید فی الحق
💡 اینجا سرت به نیزه و فوجی نظرکنان در محضر یزید هم از این بتر ببین
💡 چوب در دست یزید و راس شه در طشت زر از میان طشت زر یا رب چه شد کآمد طراق
💡 برای بردن بزم یزید بیپروا به یک طناب ببستند شصت و شش زن را
💡 چو شامی شنید از یزید این جواب بگفتا شود خانمانت خراب