رأس الحزب
«رأس الحزب» اصطلاحی عربی در متون کهن، بهویژه در ادبیات فتوت و ساختارهای اجتماعی سنتی است که برای اشاره به فردی به کار میرود که در جایگاه رهبری یک گروه قرار دارد و نقش سرپرست، پیشوا یا مدیر جمعی از افراد را بر عهده دارد. این واژه از ترکیب «رأس» به معنای سر و «حزب» به معنای گروه و دسته تشکیل شده و در مجموع مفهوم «سر گروه» را میرساند. در نظامهای اجتماعی و اخلاقی قدیم، بهویژه در سنت فتوت، «رأس الحزب» عنوانی برای فردی بود که در رأس گروه فتیان قرار داشت. این شخص معمولاً از نظر اخلاقی، اجتماعی و مدیریتی جایگاه برتر داشت و به عنوان کبیر، شیخ یا پدر معنوی گروه شناخته میشد. وظیفه او هدایت اعضا، حل اختلافات و حفظ نظم و اصول اخلاقی گروه بود. در این ساختار، ریاست صرفاً یک مقام ظاهری نبود، بلکه مسئولیتی اخلاقی و تربیتی نیز محسوب میشد. از نظر مفهومی، «رأس الحزب» نشاندهنده رهبری در یک جمع منسجم و سازمانیافته است. این اصطلاح همچنین بیانگر جایگاه فردی است که مورد اعتماد و احترام اعضای گروه قرار دارد. بنابراین، در معنای دقیق، «رأس الحزب» به معنای رئیس و پیشوای یک گروه یا انجمن، بهویژه در سنت فتوت و تشکیلات اخلاقی قدیم است. این واژه بار اجتماعی و اخلاقی پررنگی دارد و صرفاً یک عنوان اداری ساده محسوب نمیشود.
مترادفها
رهبر حزب، رئیس حزب
لغت نامه دهخدا
رأس الحزب. [ رَءْ سُل ْ ح ِ ] ( ع اِ مرکب ) در اصطلاح علم فتوت، نام «کبیر» که او را شیخ و پدر نیز گویند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به کبیر و کلمه فتوت شود.
فرهنگ فارسی
۱- رئیس گروه و انجمن ۲- ( فتوت ) رئیس فتیان کبیر شیخ پدر.
جمله سازی با رأس الحزب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فتوت سلسله مراتبى مانند آن چه در تشكيلات اهل اصناف نيز موجود است داشت. در اين جا شيخ، پيشرو، مقدم، مهتر (كبير)، پيشوا، زعيم، رهبر، قائد و پدر آب يا سرگروه (راس الحزب ) ناميده مى شد و نظر او مطاع بود.