لغت نامه دهخدا
رأس الانسان. [ رَءْ سُل ْ اِ ] ( اِخ ) کوهی است به مکه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نام کوهی است در مکه در بین جیاد صغیر و ابوقبیس. ( از معجم البلدان ).
رأس الانسان. [ رَءْ سُل ْ اِ ] ( اِخ ) کوهی است به مکه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نام کوهی است در مکه در بین جیاد صغیر و ابوقبیس. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 383-در آيه ى ديگرى آمده است: (خُلِق الانسان منعجل ) انبياء، 37.
💡 8 فراموش كردن خداوند پس از نجات، جلوه ى روشن كفران است. (و كان الانسان كفورا )
💡 ذكر نمود، اينك در دنبالش سه دسته از آيات را آورده كه در ابتدائش كلمه (و لقد)بكار رفته. يكى آيه (و لقد ارسلنا من قبلك...) است و يكى آيه (و لقد جعلنا فىالسماء بروجا) و سوم آيه (و لقد خلقنا الانسان منصلصال ).
💡 نخست مى فرمايد: (خداوند آغاز آفرينش انسان را ازگل قرار داد) (و بداء خلق الانسان من طين ).
💡 در كتاب (خلق الانسان ) از مهلبى (15) وزيرنقل مى كند كه گفت: پيش از آنكه منصب وزارت به من واگذار شود، از بصره سواركشتى شدم كه به بغداد بروم.
💡 و قـال فـى قـوله تـعالى: لقد خلقنا الانسان فى احسنتـقـويـم، قـال الشـبـاب. ثـم رددنـاهاسفل سافلين (164)، قال الهرم.