لغت نامه دهخدا
رام رایش. ( اِخ ) نام وزیر«هداهاد» یا «هداد»بن عمربن سراحیل بن رایش پدر بلقیس معروف. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص 156 شود.
رام رایش. ( اِخ ) نام وزیر«هداهاد» یا «هداد»بن عمربن سراحیل بن رایش پدر بلقیس معروف. رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص 156 شود.
نام وزیر (( هداهاد ) ) یا (( هداد ) ) بن عمر بن سراحیل بن رایش پدر بلقیس معروف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شایعاتی منتشر شده است که او-۹۷۷ در آخرین سفر خود در همراهی با او-۵۳۰، برخی از رهبران بلندپایه رایش سوم از جمله شخص آدولف هیتلر را با خود به آرژانتین منتقل کرده است.
💡 شبی کز فکر رایش بود دل شمع تجلی زا سحرگه چون دم از خورشید زد قهقه بخندیدم
💡 قبول منصب خورشید اگر کند رایش شب از زمانه برافتد چو سایه ی پیشین
💡 رسیدن لشکر داس رایش اساس در روز ۱۹ سپتامبر برای حفظ رومنی کفایت کرد.
💡 فلک شود همه تن آفتاب اگر رایش بلطف سایه بر این سبز منظر اندازد