ذاقی اسکندری

لغت نامه دهخدا

ذاقی اسکندری. [ اِ ک َ دَ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ذافنی شود.

جمله سازی با ذاقی اسکندری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلیمان میرزا اسکندری (۱۲۵۵ در تهران – ۱۳۲۲) سیاستمدار ایرانی بود. او از سال ۱۲۸۵ خورشیدی در عرصه سیاسی ایران فعال و شناخته شده بود.

💡 اسکندری در یادداشت‌های خود نوشته‌است که آنان در نظر داشتند از طریق ایجاد یک جنبش سراسری متشکل از نیروهای «دموکراتیک، میهن‌پرست و مترقی» بر فرقه‌گرایی چیره شوند.

💡 چون تفحص کردم احوال تو را از حرص و حقد عالمی یأجوج دل در صورت اسکندری

💡 رفت سلامت برون آخر ازین سنگلاخ آینه ما نداشت طالع اسکندری

💡 دارای گیتی داوری، خضر سکندر گوهری عادل‌تر از اسکندری، کو خون دارا ریخته

💡 بابک اسکندری چهره‌پرداز ایرانی می‌باشد. وی فعالیت هنری خود را با مأموریت (فیلم ۱۳۶۵) آغاز کرد.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز