ذات الجیش
لغت نامه دهخدا
ذات الجیش.[ تُل ْ ج َ ] ( اِخ ) نام وادیئی است در یک منزلی مدینه طیبة میان ذوالحلیفة و برثان و در این ذات الجیش گلوبند ام المؤمنین عایشه بنت ابی بکر رضی اﷲ عنها بگسیخت و برای تجسس دانه های آن رسول اکرم صلوات اﷲ علیه امر بتوقف جیش فرمود و آیه تیمم نازل گردید. عروةبن اُذینة گوید: کاد الهوی یوم ذات الجیش یقتلنی لمنزل لم یهج لاشوق من صقب. ( از المرصع ) ( معجم البلدان ). و آن را اولات الجیش نیز نامند. رجوع به جزء 7 ص 55 شود.
فرهنگ فارسی
وادیی است در یک منزلی مدینه طیبه میان ذوالحلیقه و برثان. در آنجا گلوبند عایشه دختر ابوبکر بگسیخت و برای تجسس دانه های آن رسول (ص ) امر بتوقف جیش داد و آیه تیمم نازل گردید.
جمله سازی با ذات الجیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به الجیش سوریه اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه ورزشی الجیش اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به الریان، الجیش قطر، اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال الجیش عراق اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه ورزشی الجیش قطر اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه ورزشی الجیش (سوریه) اشاره کرد.