دیگ بر بار داشت
مترادفها
پختوپز کرد، غذا درست کرد
لغت نامه دهخدا
دیگ بر بار داشتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) دیگ بر بار کردن. دیگ بر دیگدان نهادن جهت طبخ طعام. ( آنندراج ).
جمله سازی با دیگ بر بار داشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چشمش به نگه، بست لب شکوِه ی رختم هر عقده که دل داشت به نوک مژه وا کرد
💡 به سویش نمی دیدم از بیم جان که در چشم او مستی آغاز داشت
💡 اگر در شعر من زین پس یکی بیت هجا گفتم مرا معذور باید داشت چون آن بیت میخوانی
💡 وحشتم داشت هوس، مشق سبک جولانی هوش عاشق شدم از جلوهٔ جانان رفتم
💡 در فقر، دل و روی سیه باید داشت ور دم زنی از توبه، گنه باید داشت
💡 یکی پیش رو بود مهتر ز پیل به سر بر سرو داشت همرنگ نیل