لغت نامه دهخدا
دیوخصلت. [ وْ خ ِ ل َ ] ( ص مرکب ) دیوخو. که خوی و طبیعت دیو دارد.
دیوخصلت. [ وْ خ ِ ل َ ] ( ص مرکب ) دیوخو. که خوی و طبیعت دیو دارد.
دیو خو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در غنا شهره بود خصلت درویشی او زیستن با فقرا مرهم دل ریشی او
💡 آدم گفت: در ميان سه خصلت، خصلت عقل و انديشيدن را برگزيدم.
💡 بیهده بنمود و دغل معرفت علم و عمل گشت مساوی بمثل خصلت شفق و حسدم
💡 در گوهر کس اینهمه خصلت نبود جمع با آدمیی این همه معنی نبود ضم
💡 فرمود: سه خصلت جلب محبّت مى كند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردى در مشكلات آنها، همراه و همدم شدن با معنويات.
💡 فرمود: دو خصلت و حالتى كه والاتر از آن دو چيز نمى باشد عبارتند از: ايمان و اعتقادبه خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنايان.