لغت نامه دهخدا
دیر عمرو. [ دَ رِ ع َ رْ ] ( اِخ ) رشته کوهی است در طی، نزدیک قریه جو و ذکر آن در اشعار زهیر آمده است. ( از معجم البلدان ).
دیر عمرو. [ دَ رِ ع َ رْ ] ( اِخ ) رشته کوهی است در طی، نزدیک قریه جو و ذکر آن در اشعار زهیر آمده است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يزيد پليد در بعضى از اين ايام كه اسيران در شام بودند، امام سجاد و عمرو بن حسن رابه نزد خود طلبيد و در آن موقع عمرو طفل صغير بود، گويند يازدهسال بيشتر نداشت، يزيد به او گفت:
💡 عمرو بن قَرَظَة از براى جهاد قَدم مردى در پيش نهاد و از حضرت سيّد الشّهداء عليهالسّلام رخصت طلبيد و به ميدان رفت و رَجز خواند:
💡 بعد از آن، حضرت را با فرق شكافته و بدن خونين بهمنزل آوردند؛ و پزشكان بسيارى جهت معالجه آن حضرت آمدند، يكى از آنان پزشكى بودبه نام اءثير بن عمرو سكونى، كه بر بالين حضرت وارد شد؛ و شروع به مداواگرديد.
💡 عمرو عاص گفت: بهتر آنست كه قرآنها را بر سر نيزه كنيم و فرياد برآوريم كه ميانما و شما حكم قرآن است، اگر قبول كردند جنگ متوقف مى شود، اگر عده اى از لشگريانعلى عليه السلام قبول نكنند، اختلاف ميان آنها افتد.
💡 کشتمند توست عمرو تو به غفلت برزگر هرچه کشتی بیگمان، امروز، فردا بدروی