دیانت داری

لغت نامه دهخدا

دیانت داری. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) دینداری. عدالت و صداقت و راستی و پرهیزگاری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دینداری.

جمله سازی با دیانت داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یغیشه وارداپت آورده که یزدگرد تمام دین‌های کشور خود را مطالعه کرد و آن‌ها را با دیانت زردشتی سنجید و آیین مسیحی را هم فرا گرفت و از گفته‌های اوست که.

💡 مالت بود از وارث، از آن رو نکنی صرف ای خواجه ممسک، به تو ختم است دیانت

💡 ای بقوت چون زمانه، ای بحجت چون خرد ای به نیکی چون دیانت، ای بپاکی چون روان

💡 برخی از افراد، دیانت بهائی را نیز به اشتباه از ادیان ابراهیمی می شمارند؛ ولی در حقیقت، بهائیت از ادیان ایرانی بوده و هیچ ارتباطی به ادیان ابراهیمی ندارد.

💡 برِشنوم یا برِسنوم؛ از جمله مراسم مذهبی و از آیینهای غسل و تطهیر در دیانت زرتشت است که با ادرار گاو (گمیز)،گرد وغبار و آب به مدت ۹ شب انجام می شد و به《برشنوم نه شب》 معروف بوده است

💡 از دیدگاه این دیانت، نماز و روزه مسئولیتی شخصی بوده و بنا به درجه تعلق و محبت و ایمان فرد نسبت به بهاءالله انجام می‌گیرند و هیچ‌کس یا هیچ موسسه‌ای حق نظارت و مداخله در آن را ندارد.

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز