لغت نامه دهخدا
دچار گشتن. [ دُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) دچار شدن. دچار گردیدن. رجوع به دچار شدن شود.
دچار گشتن. [ دُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) دچار شدن. دچار گردیدن. رجوع به دچار شدن شود.
دچار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 750- واقعا مردم دچار اشتباه شده بودند، در صفحات آينده خواهيم ديد، به بخش 8 -2
💡 مست و خوابآلود اگر گردد دچار من شبی خون خود زان لعل گوهربار میخواهد دلم
💡 فرعونيان را به خشكسالى و كمبود حاصل دچار كرديم شايد متذكر شوند (130)
💡 بیوهم پیش و پسگذر، ای قاصد عدم خواهی دچار امن شد آیینه در ره است
💡 خواهم چو خسرو یک شبی افتم بدان مه در دچار بسیار می خواهم، ولی از بخت بد کم اوفتم
💡 مروت سخت دور است از مزاج بیحس ظالم ز زخم کس نمیگردد دچار نیشتر دردی