دوست افسوس

لغت نامه دهخدا

دوست افسوس. [ اَ ] ( ص مرکب ) هر چیز که مایه افسوس دوستان گردد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

هر چیز که مایه افسوس دوستان گردد.

جمله سازی با دوست افسوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راوى گويد: دخترش در مقام افسوس به پدر مى گفت: اى كاش من نيز مرد بودم و امروزدر حضور چون تو پدر غيور، با دشمنان بدتر از كافر، مى جنگيدم !

💡 بايد ترسيد از آن روز (قيامت يا مرگ ) كه انسان گويد: افسوس بر من از كوتاهىهايى كه در اطاعت از فرمان خدا كردم !.

💡 خواست از خاطر غمگین و دل شاد دریغ بر فلک رفت ز ویرانه و آباد افسوس

💡 خود را دریاب اگر نه چون مایه برفت بسیار بگویی تو که افسوس چه سود

💡 چنار ازان کف افسوس گشته سرتا پا که نیست رنگ دوامی به چهرهٔ گلزار

💡 مردان بزرگ و كامياب همواره بر گذشته افسوس نمى خوردند و اضطراب آينده آنها رااز كار در فرصتهاى مناسب باز نمى داشت.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز