لغت نامه دهخدا
دودست کردن. [دُ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ( اصطلاح گیاه شناسی ) در گیاه دو شاخ گذاشتن و باقی را بریدن. ( یادداشت مؤلف ).
دودست کردن. [دُ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ( اصطلاح گیاه شناسی ) در گیاه دو شاخ گذاشتن و باقی را بریدن. ( یادداشت مؤلف ).
در گیاه دو شاخ گذاشتن و باقی را بریدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو مرغ زیرک ماندم بهر دو پا در بند کنون دودست بسر بر همی زنم چوذباب
💡 این حدیثش همچو دودست ای اله دست گیر ار نه گلیمم شد سیاه
💡 فرخزاد برهم بزد هر دودست بدو گفت کای شاه یزدانپرست
💡 وگر چون هر دودست ای دوست شوئی یقین میدان که جمله دید اوئی
💡 ببندید آن (بی)بها را دودست که سرخواهمش کرد از کینه پست