دود برانگیختن

لغت نامه دهخدا

دود برانگیختن. [ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) دود برآوردن. دود انگیختن. ( یادداشت مؤلف ):
چه سود کند که آتش عشقش
دود از دل و جان من برانگیزد.عسجدی.- دود برانگیختن از( ز ) جایی؛ به آتش کشیدن. آتش زدن و سوختن ویران و نابود کردن:
برانگیخت از بام دژ تیره دود
دلیری به سالار لشکر نمود.فردوسی.آتش هیبت تو دود برانگیخت ز هند
هندوان را رخ ازآن دود سیه گشت چو قیر.امیرمعزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دود بر آوردن.

جمله سازی با دود برانگیختن

💡 از سال ۲۰۰۱ یکی از دانشگاه‌های ادبی کهن در فرانسه، جایزه ای را برای برانگیختن بررسی‌های زبانشناسی بویژه در زمینه زبان‌های رومی (ایتالیایی، فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی، رومانیایی،...) به یاد و بزرگداشت او به بهترین این پژوهش‌ها می‌دهد.

💡 به نوشته مادلونگ، بر طبق تاریخ‌نگاری دوران اولیه اسلام، عایشه در برانگیختن شورش ضد عثمان نقش فعالی داشت و احتمالاً نخستین کسی بود که در مسجد ضد وی سخنرانی کرد، برای دعوت مردم شهرها به شورش نامه نوشت و از صحابه ای که مغضوب وی شده بودند، حمایت کرد.

💡 ما خَلْقُکُمْ نیست آفرینش شما وَ لا بَعْثُکُمْ و نه برانگیختن شما إِلَّا کَنَفْسٍ واحِدَةٍ مگر چون یک تن إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ (۲۸) اللَّه شنواست بینا.

💡 او در بخش بزرگی از جنگ جهانی دوم معاون کمیسر خارجه ویاچسلاو مولوتوف بود. در سال۱۳۲۳- 1944 به ایران فرستاده شد، موضع جنجالی او به سرنگونی کابینه محمد ساعد کمک کرد. در برانگیختن شورش در آذربایجان و کردستان ایران نقش داشت.

💡 ۲- دریک کنفرانس عمومی دانشجوئی درحسینیه ارشاد خطاب به دانشجویان گفتم که من، برای آینده این نهضت فکری، برای بیداری مردم و احیای روح حقیقی اسلام و برانگیختن روح معترض و عدالتخواه شیعه علوی و رستگاری جامعه، به طلاب بیشتر از شما امید بسته‌ام.

💡 وَ قالُوا و گفتند: إِنْ هِیَ إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نیست این گیتی مگر همین زندگانی ما این جهانی، وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ (۲۹) و ما برانگیختنی نیستیم.