دوات اشور

لغت نامه دهخدا

( دوات آشور ) دوات آشور. [ دَ ] ( نف مرکب ) آشورنده دوات. میلی که بدان صوف و لیقه دوات را بهم زنند و مبدل محبره کش گویند. ( آنندراج ). چیز که دوات را با آن بهم زنند. ( یادداشت مؤلف ). دوات شور.

فرهنگ فارسی

( دوات آشور ) آشورنده دوات.

جمله سازی با دوات اشور

💡 کام دوات از غم او خشک و تلخ گشت مغز قلم ز حسرتش از استخوان برفت

💡 دوات کلک قدرت از معاصی دوده می‌خواهد اساس حشمتش کی خاطر آسوده می‌خواهد؟!

💡 گر به بیند سحر کلکت جان این مقله را از حسد آب سیه در دیده آرد چون دوات

💡 سیمجور دواتی پدر دودمان سیمجوریان در زمان لشکر کشی سامانیان به رهبری امیر احمد سامانی(۳۰۱–۲۹۵) بسوی سیستان، از فرماندهان سپاه بود که پس از او پسرش ابوعلی سیمجور بر جای پدر نشست و امیر دودمان سیمجوریان گردید.

💡 عمر مى خواست بدين وسيله از ناراحتى پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - در صورت املاءفرمان، در حال بيمارى و درد، بكاهد. و چنين ديد كه بهتر است با اين وضع، دوات وبياض نياورند!!!

💡 باز به درون جاه (يا قنات ) داخل شد، همهمه مى كرد و كلنگ مى زد، ناگهان رگ آب بسانگلوى شتر فواره زد، امام فورى بيرون آمدند و در حاليكه هنوز عرق مى ريخت فرمود:صدفه است، صدقه است، دوات و كاغذ بياور.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز