دندان اپریز

لغت نامه دهخدا

( دندان آپریز ) دندان آپریز. [ دَ ] ( اِ مرکب )خلال. چوچو. ( یادداشت مؤلف ). دندان اپریز. دندان اپریش. دندان پریز. دندان پریش. دندان افریز. دندان افریش. دندان فریز. دندان فریش. دندان کاو. خلال، و آن چوبی باشدکه میان دندانها را بدان پاک کنند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). در هندوستان آن را از سیم و زر سازند، و با لفظ کردن مستعمل. ( آنندراج ). خلال که چوب یا استخوانیست که با آن میان دندانها را پاک کنند. ( برهان ).
دندان اپریز. [ دَ اَ ] ( اِ مرکب ) دندان آپریز. خلال دندان.

جمله سازی با دندان اپریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یزید بر لب و دندان شاه عشق، زند چوب به حیرتم دل زینب چقدر حوصله دارد

💡 داشت از دندان مرا شیرازه اوراق حیات ریخت تا دندان، کتاب عمر بی شیرازه شد

💡 چون عشق تو عقل را گریبان بگرفت جادو ز تو انگشت به دندان بگرفت

💡 حاصلی نیست ازان نخل برومند مرا تا نصیب لب و دندان که باشد ثمرش

💡 هر مراد و آرزویی، کاندرون قلب ماست دارویش اندر دهان آن مه دندان‌طلاست

💡 که با این چنین روی و دندان و گوش به آهرمنی مانی ای تیره هوش

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز