دعا رساندن

لغت نامه دهخدا

دعا رساندن. [ دُ رَ/ رِ دَ ] ( مص مرکب ) رساندن درود از کسی به کس دیگر. ابلاغ کردن دعا و ثنا از یکی به دیگری:
از ماش بسی دعا و خدمت برسان
گو یاد ز دوستان چنین خواهی کرد.سعدی.ای باد اگر به گلشن روحانیان روی
یار عزیز را برسانی دعای یار.سعدی.

فرهنگ فارسی

رساندن درود از کسی به کس دیگر.

جمله سازی با دعا رساندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب می‌گردد ز شبنم صبح تا دم می‌زند سینه‌چاکان را نفس بر لب رساندن مشکلست

💡 کافمن و همکاران واژه ضریب سیلوئت را برای حداکثر رساندن مقدار میانگین

💡 نیست از مردی، رساندن خانه ما را به آب عالمی آسوده اند از سایه دیوار ما

💡 بزرگى گفته است: بلاغت، رساندن كمال معنوى كلام، با بهترين لفظ به ديگرىست.

💡 بزرگی گفت: بلاغت، رساندن کمال معنی در نیک ترین صورت لفظ به خاطر است.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز