دشمن گزای

لغت نامه دهخدا

دشمن گزای. [ دُ م َ گ َ ] ( نف مرکب ) دشمن گزاینده. آزار رساننده دشمنان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دشمن گزاینده. آزار رساننده دشمنان.

جمله سازی با دشمن گزای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوش رضا به حال محبان نمی‌نهی گویا ز دشمنان سخنی گوش کرده‌ای

💡 مگر دشمن است این که آمد به جنگ ز دورش بدوزم به تیر خدنگ

💡 در کارزار دشمن چیزی مشعبدی رغبت نمای و دست سوی کارزار کن

💡 به کشوری که کس از دوستی نشان ندهد مرو مرو که نه جای تو، جای دشمن تست

💡 - مى خواهم داروئى كشنده بسازى تا با آن دشمنان خود را بهقتل رسانيم.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز