لغت نامه دهخدا
دستی بند. [ دَ ب َ ] ( اِ مرکب ) نام نغمه ای است. ( محاسن اصفهان ).
دستی بند. [ دَ ب َ ] ( اِ مرکب ) نام نغمه ای است. ( محاسن اصفهان ).
نام نغمه ایست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دست شد ز شوقت دستی بر این دلم نه بر باد رفت خاکم پائی بر این گلم نه
💡 فارغ نشینم از غم هجر و خمار شب زلف صنم به دست و به دستی پیاله، شاد
💡 این زمان در کسوت رنگم گریبان می درّد همچو گل دستی که بر سر میزدم در آستین
💡 مشیر همایون [پس از مشاهده نوازندگی من با این ساز]، دستی روی عود زد و از من پرسید:
💡 ای غنچه ای که دل به زر خویش بسته ای غافل ز باد دستی فصل خزان مباش
💡 از پا فتادگانیم، در زیر پا نظر کن از دست رفتگانیم، دستی به دست ما ده