فرهنگستان زبان و ادب
{adsorber vessel, adsorber} [مهندسی شیمی] دستگاهی که در آن جامد جاذب در طی عملیاتی جزء جذب شونده را جذب می کند
{adsorber vessel, adsorber} [مهندسی شیمی] دستگاهی که در آن جامد جاذب در طی عملیاتی جزء جذب شونده را جذب می کند
دستگاهی که در آن جامد جاذب در طی عملیاتی جزء جذبشونده را جذب میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که آن جفت من مرغ با دستگاه به دستان و شمشیر کردش تباه
💡 بشناسد جزای رنج که برد به چنان دستگاه و گنج که برد
💡 مرا بخدمت او دستگاه داد سخن مرا بمدحت او پایگاه داد زبان
💡 خرد با دستگاه جود و فضلش نخوانده کوه و دریا را توانگر
💡 مکن تکیه بر دستگاهی که هست که باشد که نعمت نماند به دست
💡 سایه از افتادگی خورشید دارد در بغل دستگاه مفلسی را اعتبار کیمیاست