دستان متحرک

فرهنگستان زبان و ادب

{movable fret} [موسیقی] دستانی که به دسته بسته می شود و برای ایجاد نغمه های متفاوت قابل تنظیم است متـ. پردۀ متحرک

ویکی واژه

دستانی که به دسته بسته می‌شود و برای ایجاد نغمه‌های متفاوت قابل تنظیم است

جمله سازی با دستان متحرک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با این حال، در ۳ مه، علامت‌های روی دستان خود را مطالعه کرد، اسقف اعظم را احضار و اعلام کرد: من واریول کوچک دارم. اسقف اعظم به او دستور داد تا برای مراسم پایانی آماده شود.

💡 بشنو ز گلشن رازها بی‌حرف و بی‌آوازها برساخت بلبل سازها گر فهم آن دستان کنیم

💡 کریمی در صدمین روز خیزش ۱۴۰۱ ایران، با ستایش از مردم ایران که با دستان خالی مقابل نظامی‌ها ایستادگی کردند؛ حکومت ایران را «رژیم بچه‌کش» توصیف کرد.

💡 او به شمشیر جفا خون دلم می‌ریزد تا به خون دل من رنگ کند دستان را

💡 باد اسپنسر در ۲۴ ژانویه ۲۰۰۷، دیپلم افتخار مربیگری شنا و واترپلوی خود را از دستان پائولو بارِلی، رئیس فدراسیون شنای ایتالیا دریافت کرد.

💡 که رو شاها که این دستان و این فن نگیرد گر دم عیسی ست با من

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز