لغت نامه دهخدا
دست برجن. [ دَ ب َ ج َ ] ( اِ مرکب ) مخفف دست برنجن است و آن حلقه طلا و نقره و امثال آن باشد که در دست کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به دست برنجن و دست ابرنجن شود.
دست برجن. [ دَ ب َ ج َ ] ( اِ مرکب ) مخفف دست برنجن است و آن حلقه طلا و نقره و امثال آن باشد که در دست کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به دست برنجن و دست ابرنجن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای برخ باغ جنان بیماهت اینک سالهاست کز فراقت دهر داغم برجنان افکنده است
💡 تهمت وضع تظلم برجنون ما خطاست صبح پوشیدهست عریانیگریبانچاک نیست