دست ارائی

لغت نامه دهخدا

( دست آرائی ) دست آرائی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل دست آرا. || با دست آراستن.

فرهنگ فارسی

( دست آرائی ) عمل دست آرا یا با دست آراستن

جمله سازی با دست ارائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو سر بر کشید و فرو برد پای زبر دست گشت و شدش دل ز جای

💡 آزرده است بس که دل از نقش آب و گل دست ار دهد که دست به یغما برآورم

💡 درگذشت از سر من آب ولی گر دهدم آشنایی مددی دستی و پایی بزنم

💡 من غرقه بحر عشقم و در تن من تا یک نفس است دست و پا خواهم زد

💡 هوس نمی‌برد از خلق ننگ‌‌عریانی تو هم بپوش دمی‌چند پیش‌وپس به دو دست

💡 طلب کردو به خویشش همنشین کرد بر او و دست او، صد آفرین کرد

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز