درکی بالائی
مترادفها
فهم عمیق، درک بالا، بینش
متضادها
جهل، درک پایین
لغت نامه دهخدا
درکی بالائی. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در 2 هزارگزی باختر شیراز، با 134 تن سکنه. آب آن از قنات وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در ۲ هزار گزی باختر شیراز
جمله سازی با درکی بالائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گه تو ماه عالم آرائی شوی گه تو شاه سرو بالائی شوی
💡 اوفتادت بقضا حلقه آن زلف رسا میزند با قد تو لاف زهم بالائی
💡 خورشید بچهر و سرو بالائی تو خورشید نشاط را تو بالائی تو
💡 تو پریچهره مر از مردم بالائی که در آئی و بچشم اندر مینائی
💡 فدای سرو کنم دل که سرو بالائی فدای ماه کنم جان که ماه رخساری
💡 قیامت میشود چون میخرامد چنین رفتار و بالائی که دیده است
💡 او با مطالعهی دقیق متون فلسفی و تاریخی توانسته است به درکی بالائی از پیچیدگیهای روابط انسانی و ریشههای عمیق تمدنهای باستانی دست یابد.
💡 برای مدیریت یک بحران سیاسی بزرگ، مدیران باید از درکی بالائی برخوردار باشند تا بتوانند پیامدهای هر تصمیم را در بلندمدت پیشبینی کنند.
💡 استاد دانشگاه با توضیحات بسیار دقیق خود، به دانشجویان کمک کرد تا درکی بالائی از مفاهیم پیچیده فیزیک کوانتوم و کاربردهای آن پیدا کنند.