لغت نامه دهخدا
دره سواری. [ دَرْ رَ س َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 19 هزارگزی شمال باختری ایذه و 5هزارگزی جنوب راه مالرو تنگ ریگ به پرچستان، با 120 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دره سواری. [ دَرْ رَ س َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 19 هزارگزی شمال باختری ایذه و 5هزارگزی جنوب راه مالرو تنگ ریگ به پرچستان، با 120 تن سکنه. آب آن از چاه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از آن شاه زال را در میدان سواری آزمود و پس از آزمون تیراندازی و سواری از ایرانیان خواست تا با او کشتی بگیرند لیکن هیچکس به این آزمون تن در نداد.
💡 ابلهی باشد بیم سر و لاف باری با سواری که به فتراک بسی سر بسته ست
💡 دلها ز جلوه خون شد و یاری ندید کس عالم به گرد رفت و سواری ندید کس
💡 این روستا در فاصله حدودی ١٠٠ كيلومتری از شهر تهران و كمتر از ٥٠ كيلومتری قزوین واقع شده است، که با خودروی سواری میتوان از قزوين اين مسافت را در زمانی كمتر از ۱ ساعت پیمود.
💡 در مسابقات جهانی پیست پارا دوچرخه سواری UCI 2024 در ریودوژانیرو، برزیل، او با کیتلین وارد دو مدال برنز - دوی سرعت B زنان و تایم تریل B زنان به دست آورد
💡 نقس سوخته اش نقطه حیرت گردد نی سواری که پی برق سواران گیرد