لغت نامه دهخدا
دراک موسی. [ دِ سا ] ( اِخ ) نام یکی از نه دروازه شهر شیراز بوده است. ( از نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ج 3 ص 114 ).
دراک موسی. [ دِ سا ] ( اِخ ) نام یکی از نه دروازه شهر شیراز بوده است. ( از نزهة القلوب حمداﷲ مستوفی ج 3 ص 114 ).
نام یکی از نه درواز. شهر شیراز بوده است.
💡 این روستا در دهستان دراک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۵۱۵ نفر (۶۸۲خانوار) بودهاست.
💡 کس سخن نزدیک اهلی چونکند از ترک عشق زانکه دورست اینسخن بسیار از دراک او
💡 گویمش صد آفرین با خاطر دراک او هرکه بنویسد به اشعار من طغرل جواب!
💡 این روستا در دهستان دراک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴٬۴۵۳ نفر (۱٬۱۱۵خانوار) بودهاست.
💡 سرو را بی آن که سازی در نظم محتشم گوشوار گوش دراک از کثیر و از قلیل
💡 کی بدین معنی شوم محتاج کاندر نظم و نثر خاطر دراک من دعوی صد چندین کند