فرهنگستان زبان و ادب
درآمیخته سنگ
{diamictite} [زمین شناسی] سنگ کنگلوِمرایی سخت شده ای که فاقد جورشدگی و دارای ماسه و ذرات نسبتاً درشت در خمیرۀ گِلی است
درآمیخته سنگ
{diamictite} [زمین شناسی] سنگ کنگلوِمرایی سخت شده ای که فاقد جورشدگی و دارای ماسه و ذرات نسبتاً درشت در خمیرۀ گِلی است
💡 فرق است در میان من و دل هزار سنگ دل میرود ز خویش مرا از سفر مپرس!
💡 اگر ز صفحهٔ رویت بدو مثال رسد چو روی صفحه بگیرد نشان ز مصدر سنگ
💡 گیتی بر من چون دهنت تنگ شده است همچون دل تو جان من از سنگ شده است
💡 کز خم چرخ رسد ساغر ما را باده کز دل سنگ دمد باده ما را ساغر
💡 گر ز فلک نهان بود در ظلمات کان بود گوهر سنگ را بود با فلک آشناییی
💡 ثمر به سنگ گران است بر سبک مغزان نهال ما به چه امید بارور گردد؟