لغت نامه دهخدا
داش دگمه. [ دُ م َ / م ِ ] ( ترکی، ص مرکب ) ( مرکب از داش، تاش به معنی، سنگ و دگمه، کوفت ) به معنی کوفته بسنگ یا سنگ کوفته. و در تداول به معنی سخت محکم، که بدین زودیها پاره نشود ( جامه ). پُرتاب. داش دیمه.
داش دگمه. [ دُ م َ / م ِ ] ( ترکی، ص مرکب ) ( مرکب از داش، تاش به معنی، سنگ و دگمه، کوفت ) به معنی کوفته بسنگ یا سنگ کوفته. و در تداول به معنی سخت محکم، که بدین زودیها پاره نشود ( جامه ). پُرتاب. داش دیمه.
ترکی مرکب از داش تاش بمعنی سنگ و دگمه بمعنی کوفته بسنگ یا سنگ کوفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر که خواهد که کشد شاهد کمخا در بر دگمه جیب زلولوی زرش باید کرد
💡 بود چکمه از دگمه پا درازش بکف گرز و همچون گرازان مضارب
💡 جومه: بدون یقه بوده روی شانه دگمه نداشته از کتان سفید رنگ
💡 من هنرهای در دگمه بگویم دخت تا چو در جیب بیابند غنیمت شمرند
💡 بسان غنچه دروی دگمه بنمود چو کمخای گلستان آفریدند