لغت نامه دهخدا
( دارة اجد ) دارة اجد. [ رَ ت ُاُ ج ُ ] ( اِخ ) یاقوت نویسد: ابن سکیت از آن نام برده است و من شاهدی برای آن نیافتم. ( معجم البلدان ).
( دارة اجد ) دارة اجد. [ رَ ت ُاُ ج ُ ] ( اِخ ) یاقوت نویسد: ابن سکیت از آن نام برده است و من شاهدی برای آن نیافتم. ( معجم البلدان ).
یاقوت نویسد ابن سبکیت از آن نام برده است و من شاهدی برای آن نیافتم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان تلاش لگدکوب یکدگر داره چو سبحه قافلهها درپی هم افتادست
💡 آهو نیمه که کَتمْ بچینم (بَئیرم) داره کچیکْ نیمه که غرصه نَخرمْ یاره
💡 امیر گنه: عاشقمهْ کَجینه داره من عاشقِ اونْ یارْ مهْ کَجی ندارهْ
💡 زلْفِ گلمْ که حَبَلُ الْمَتینِ یٰاره هر نیمه هزارْ کشتهْ دَریته داره
💡 ایخاک گنج یافته نیک دارهان ویچرخ گم شدست مهی بازجوی هین
💡 هر کَسْ که منه دوستْ ره به کینه داره اونْ دلْ خرّهْ صَدْ تیر و همیشه ناره